خرید بک لینک

کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد, آفتاب دیدگانم سرد می شد, آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد. وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم, وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم, شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد, در شرار آتش دردی نهانی. نغمه ی من ... همچو آواری نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته. پیش رویم : چهره تلخ زمستان جوانی پشت سر : آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام : منزلگه اندوه و درد وبد گمانی. کاش چون پاییز بودم

فروغ فرخزاد

برچسب: کاش میشد,کاش بودی,کاش چون پاییز بودم,کاش میدانستی,کاش میشد اما نمیشه,کاش بودی و میدیدی,کاش بمیرم,کاش میفهمیدی,کاش و کاشکی,کاش میمردم, نویسنده: حمید هاشمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 21:41

صفحه بندی