عزاداری هاتون قبول درگاه حق انشالله همه شور وشعور حسینی رو باهم داشته باشیم...
تازه رسیدم خوابگاه ،خیلی خستم چمدونم به حدی سنگین بود که احساس کردم سنگ وکلوخ داخلشه...به نظرمیاد سرماخوردم فرداساعت هشت صبح کلاس دارم وخب دلم میخواد منفجرشم
پسر همسایمون جلو دسته امام حسین تصادف کرد والان اوضتع وخیمی داره براش دعا کنید...
فعلا شب خوش من برم بخوابم ...
برچسب: شب نوشته,شب نوشته ها,شب نوشت,شب نوشته های من,شب نوشته های یک عاشق,شب نوشته های یک مادر,شب نوشته های یک روانی,شب نوشتهای ایمان رئیسی,شب نوشته های تنهایی,شب نوشته های ایمان رییسی,
نویسنده: حمید هاشمی